painful silence

Posted: August 21, 2013 in Uncategorized
درد من از قلم خشکیده و قفس اندیشه ام نیست درد من از مردمی ست که درد می کشند و فریاد نمی زنند الف.کا  My pain is not for a sere pen or the cage of my thought My pain is for the people who has pain but doesn't shouting "Alefka"

درد من از قلم خشکیده و قفس اندیشه ام نیست درد من از مردمی ست که درد می کشند و فریاد نمی زنند
الف.کا
My pain is not for a sere pen or the cage of my thought My pain is for the people who has pain but doesn’t shouting
“Alefka”

هزار تکه خواهم شد هزار زن برای هزار آغوش بی مرهم الف.کا  (برای تمام زنان سرزمینم)  I will become thousand pieces Thousands women For thousands embrace without salve Alefka Io diventerò mille pezzi migliaia di donne Per migliaia abbracciare senza pomata  "Alefka"

هزار تکه خواهم شد هزار زن برای هزار آغوش بی مرهم الف.کا
(برای تمام زنان سرزمینم)
I will become thousand pieces Thousands women For thousands embrace without salve Alefka Io diventerò mille pezzi migliaia di donne Per migliaia abbracciare senza pomata
“Alefka”

the nostalgic crow

Posted: August 21, 2013 in Uncategorized
یادم باشد برای کلاغ دلتنگ کوچه دانه نپاشم دیگر تکه تکه های رویایم در منقارش هنوز شیرین است الف.کا I should remember not to sprinkle seeds again for the nostalgic crow of the alley The pieces of my dream are still sweet in his beak  Alefka

یادم باشد
برای کلاغ دلتنگ کوچه دانه نپاشم دیگر
تکه تکه های رویایم
در منقارش
هنوز شیرین است
الف.کا
I should remember not to sprinkle seeds again for the nostalgic crow of the alley
The pieces of my dream
are still sweet in his beak
Alefka

Silence in the chain

Posted: August 21, 2013 in Uncategorized
 بیا لب هایم را بدوز...دلم را...نگاهم را...دستانم را... حتی شب هایم را بدوز فردا که خورشید آمد بگو : خسته بود از این وسعت توخالی الف.کا Let's sew my lips my heart, my look, my hands, Even sew my nights Tomorrow that sun will come, Say it, She was tired of this hollow vastness Alefka Cuci le mie labbra il mio cuore, il mio sguardo le mie mani, Anche cuci le mie notti Domani sole che verrà, Ditelo lei era stanca di questa vastità vuota Alefka


بیا لب هایم را بدوز…دلم را…نگاهم را…دستانم را… حتی شب هایم را بدوز
فردا که خورشید آمد
بگو : خسته بود از این وسعت توخالی
الف.کا
Let’s sew my lips
my heart, my look, my hands, Even sew my nights
Tomorrow that sun will come,
Say it, She was tired
of this hollow vastness
Alefka
Cuci le mie labbra il mio cuore, il mio sguardo le mie mani, Anche cuci le mie notti
Domani sole che verrà,
Ditelo lei era stanca di questa vastità vuota
Alefka

in the other world

Posted: August 21, 2013 in Uncategorized
ای کاش آن روز که از میان هزاران موجود هم شکل شوق انسان شدن داشتم تو بر سر راهم آمده بودی شاید به جایی می رسیدیم دور از این دنیا الف.کا  I wish that day which I was delighted for being a human among thousands of similar creatures, you had come on my way, maybe we could have had another life together far far from this world "Alefka"

ای کاش آن روز که از میان هزاران موجود هم شکل شوق انسان شدن داشتم تو بر سر راهم آمده بودی شاید به جایی می رسیدیم دور از این دنیا الف.کا
I wish that day which I was delighted for being a human among thousands of similar creatures, you had come on my way, maybe we could have had another life together far far from this world
“Alefka”

pregnant of autumn

Posted: August 21, 2013 in Uncategorized

283683_378134142255696_1036390508_n

بیا دوباره مرور کنیم
یک برگ سبز سهم من
تمام دنیا سهم تو
من آبستن ‍پاییز می شوم و
به زایش بهار می نشینم
تو برگ سبز های جیبت را می شمری هر روز
الف.کا
Lets review again
Just one green leaf for me
all the world for you
I’ll get pregnant with fall and I sit for the spring calving
you count the green leaves in your pocket every day

“Alefka”

give me back my wings

Posted: August 21, 2013 in Uncategorized
این شناسنامه و تمام این کاغذها برای تو این طعم شیرین مادر شدن هم برای تو اصلن بگو بیایند مثل دختران اعراب زنده به گورم کنند یا که در دیار زرتشت یک هفته نجس باشم و محبوسم کنند حتی اگر تمام سیب هایت آبستن عشق باشند این بار من دیگر سراغ آدم نمی روم تو فقط بالهایم را پس بده الف.کا

این شناسنامه و تمام این کاغذها برای تو این طعم شیرین مادر شدن هم برای تو اصلن بگو بیایند مثل دختران اعراب زنده به گورم کنند یا که در دیار زرتشت یک هفته نجس باشم و محبوسم کنند حتی اگر تمام سیب هایت آبستن عشق باشند این بار من دیگر سراغ آدم نمی روم تو فقط بالهایم را پس بده
الف.کا